عباس قنبرى عديوى - سلام هم تبار
مصاحبه در باره ى لباس مردم بختيارى

يك ايرانشناس: كارگاه‌هاي توليد پوشاك و لباس اقوام ايران راه اندازي شود

شهركرد،خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۰۱/۳۰‬

داخلي. فرهنگي. ايرانشناسي
رييس بنياد ايرانشناسي شعبه‌چهارمحال و بختياري،بر حمايت ازتوليدكنندگان پوشاك و لباس محلي و بومي اقوام مختلف كشور تاكيد كرد و گفت: دراين زمينه بايد كارگاه‌هاي توليد پوشاك و لباس اقوام مختلف راه‌اندازي شود.

دكتر " عباس قنبري عديوي " روز پنجشنبه در گفت و گو با ايرناافزود: كاهش صنعت گران و بافندگان محلي و همچنين گراني قيمت لباسها، باعث كمرنگ شدن استفاده از لباسهاي بومي و محلي در شهرها و روستاها شده است.

وي گفت : مسوولان با حمايت و هدايت توليدكنندگان پوشاك و لباس محلي علاوه بر حفظ و حراست از اين هنر زيبا،از نابودي و فراموشي لباس بومي مردم نيز جلوگيري مي‌شود.

به گفته وي، لباس بومي و محلي زنان چهارمحال وبختياري داراي وجه اشتراك بسيار زيادي با لباس مردم حاشيه زاگرس دارد.

رييس بنياد ايرانشناسي چهارمحال و بختياري گفت:لباس زنان لرستان، ايلام، چهارمحال وبختياري ، كهكيلويه و بويراحمد، عشاير قشقايي فارس و كردستان شباهت‌هاي بسيار زيادي در تعداد پوشاك، سربند ، شلوار، جليقه و مينا دارد.

قنبري يادآور شد:نوع تركيب رنگها و شكل هندسي مردمان سرزمين چهارمحال و بختياري برگفته والهام گرفته از طبيعت است و اين نوع لباس آينه‌اي‌بر باور اعتقادي ، صنعت و هنر آنهاست و علاوه بر خوداتكايي اقتصادي و توليد آفرينش هنر و صنايع دستي است.

به گفته وي، لباس كارولباس رسمي مردان و زنان و كودكان بختياري در شكل، فرم،اجزا و كيفيت نيز متفاوت است، مانند نمونه رنگ كلاه براي كودكان، براي شادي، براي چوپانان رنگ روشن وبراي مجلس رسمي نيزازكلاه نمدي تيره استفاده مي‌شود.

قنبري يادآور شد:گيوه و كفش مردمان اين ديار نيز برگفته از صنايع جانبي دامداري و هنر صنعتگران محلي است،كه در مجالس و محافل رسمي از گيوه و در هنگام كار و صحراگردي بيشتر از كفش چرمي و پلاستيكي متناسب با اقليم آب و هوايي استفاده مي‌شود.

رييس بنياد ايرانشناسي چهارمحال وبختياري گفت:نمودهاي طبيعي همچون كوه، رود،آفتاب،ستاره وآسمان درصنايع پوشاك زنان عشاير بختياري نيز تجلي يافته و اين نمودهابه‌گونه‌اي طراحي مي‌شوند، كه اشكال هندسي منظم آن بيانگر طبيعت كوهستان و رودخانه خروشان است.

قنبري يادآور شد : لباس برخي از نواحي مناطق مختلف چهارمحال و بختياري مانند مردمان لردگان و اردل شباهتهاي زيادي با لباس لرها و عشاير قشقايي و مناطق كهكيلويه و بويراحمد دارد.

به گفته وي، لباس عشاير مناطق كوهرنگ چهارمحال وبختياري نيز شباهتي‌هاي در نوع رنگ و دوخت و اجزا لباس با مناطق مسجد سليمان و لالي خورستان دارد.

قنبري، رنگ و تناسب لباس بومي و محلي چهارمحال و بختياري با سن افراد از مهمترين ويژگي‌هاي لباس بومي اين مناطق دانست و گفت:در بين مردمان لباس دختران و زنان جوان و دوشيزگان رنگ شاد سبز، زرد ، قرمز و نارنجي و لباس زنان ميان سال نيز تيره است.

وي گفت: مردان نيز از چوقا، شلوار گشاد(دبيت)، گيوه و كلاه نمدي استفاده مي كنند و خطوط موازي و رنگ لباسي چوقا و بالا پوش مردان از تناسب رنگهاي سياه و سفيد و برگرفته از معماري معبد چغازنبيل يا زيگورات است.

به گفته وي، لباس فعلي محلي زنان بختياري شباهت زيادي به لباس زرتشتي نواحي يزد و كرمان دارد و اين نوع لباس بيانگر ارتباط ديرينگي و پيوستگي معنوي وفرهنگي لباس اقوام ايراني است و رويكرد زنان اقوام بختياري بيانگر تعميق قرهنگي ديني و پوشش مناسب در برابر نامحرمان است.

به گزارش ايرنا، چهارمحال وبختياري داراي ‪ ۸۵۶‬هزار نفر جمعيت است و بيش از ‪ ۱۲۳‬هزار نفر جمعيت آن را عشاير تشكيل مي‌دهد.

ارسال خبر: ۱۳:۵۲ ‪پنجشنبه، ۳۰ فروردین ۱۳۸۶‬ نسخه قابل چاپ

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/٢/٤ - عباس قنبري عديوي

ارادتي به سعدى

روز جهاني سعدي / " هنوز آواز مي‌آيد ز سعدي در گلستانم "

شهركرد،خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۰۱/۳۱‬
 

داخلي. فرهنگي. مناسبتها. سعدي.

اول ارديبهشت، روز جهاني بزرگداشت سعدي است، روز مردي از ستارگان ادبيات پارسي، روز بزرگداشت فرهنگ ايران زمين، سرزميني كه آوازه‌اي به طول تمام تاريخ دارد.

سعدي بر زلف سخن شانه مي‌زند و قندپارسي را به بنگاله مي‌برد، تا شميم طرب انگيز زبان و ادب و پارسي و مهروزي ايران در جهان طنين انداز شود.

شاعر ايراني پرآوازه جهان بر نوع دوستي و صلح تاكيد دارد و گوهر و جوهره انسان‌ها را يكي مي‌پندارد و بني‌آدم را اعضا يك پيكر مي‌خواند و همگان را بر تكريم يكديگر فرا مي‌خواند.

شيخ شرف‌الدين مصلح‌الدين سعدي شيرازي را شيخ اجل سخن ناميده‌اند و شعرش را فصيح و سهل و ممتنع مي‌دانند، كه شنيدنش آسان است، اما گفتنش چه بسيار سخت و طاقت فرساست.

سعدي عاشق پيشگي را در عاشق به پيامبر(ص) و خاندان بزرگوارش مي‌داند و زيبايي ماه را فرومانده در جمال محمد (ص) مي‌خواند.

"من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت/ كاول نظر به ديدن او ديده‌ور شدم" و لقاي ديدار يار را ، خوشترين ديدار مي‌داند و هر گلي را كه در جهان مي‌آورند، او به عشقش هزار دستان است.

سعدي در هواي صحبت يار به جاي زرفشاندن دوستان، سر مي‌افشاند و به جاي نگريستن در سيماي شخص، به آثار صنع خداوندي خيره مي‌شود و خود را تماشاگر بوستان خداوندگار و ستايش پرودگار در آفرينش انسان مي‌كند.

سعدي لباس انسان را نشان انسانيت نمي‌داند، بلكه شرافت انسان را نيكي و پاكي و احترام به يكديگر كه برگفته از مفاهيم عميق الهي اسلام است ، مي داند.

شاعر قرون گذشته ايران زمين، پند و اندروز و حكمت را استادانه در زندگي مردمان وارد مي‌كند و زندگي روزمره را به ادبيات مي‌آورد.

او در گلستان خويش، نظام تازه‌اي از علوم تربيتي برگفته از مفاهيم اسلامي را با ارايه تمثل‌ها و حكايتها بنيان مي‌گذارد و پياده مي‌كند و بر قناعت افراد در هر حالتي هستند، تاكيد دارد.

يكي از استاد زبان ادبيات فارسي در چهارمحال و بختياري گفت: شيخ اجل سعدي شيرازي يكي از بزرگترين و نام‌آورترين شاعران ايران زمين است.

دكتر" عباس قنبري " در گفت و گو با ايرنا افزود:سعدي يكي از پيوند دهندگان انديشه جهان اسلام به جهان است و بر آرمانهاي بشري و اتحاد اقوام تاكيد دارد.

وي اظهارداشت : سعدي وحدت فكري انسانها را در يكتاپرستي و خداپرستي به زبان شيرين پارسي بيان مي‌كند و آن را براي نسلهاي آينده باقي مي‌گذارد.

قنبري گفت:محتواي كتابهاي گلستان و بوستان سعدي پر از حكمت و اندرز و اخلاق و سياست و تعليم و تربيت است و آوردن صنايع ابدي و آراستگي كلام بيانگر تسلط او بر شعر و زبان فارسي بوده است.

و اين چنين، سعدي نام نيكوي از خود برجايي مي‌گذارد و خصلت انسان دوستي و مهروزي و محبت ايرانيان را به رخ جهانيان مي‌كشاند و همچنان اشعارش در بين مردمان جهان هواداران بسيار دارد.

"اگر روزي فراق افتد كه انصاف از تو برگريم/ تو صبر از من‌تواني كرد و من صبر از تو نتوانم "

ارسال خبر: ۱۶:۳۸ ‪جمعه، ۳۱ فروردین ۱۳۸۶‬ نس

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/٢/٤ - عباس قنبري عديوي

با من بخوان

يازچشمت جفا بياموزم /يا لبت را وفا بياموزم

پرده بردار تا خلايق را /معني والضحي بياموزم

توزمن شرم ومن زتو شوخي/يا بياموز يا بياموزم

بارها چرخ گفت مي خواهم/كه زطبعش جفا بياموزم

پرده ي عالمي دريده شود/گرازاو يك نوا بياموزم

نشوي هيچگونه دست آموز/چه كنم تاتورا بياموزم

به كدامين دعات خواهم يافت/تاروم آن دعا بياموزم

ازخيالت وفا طلب كردم/گفت: كواز كجا بياموزم؟

گفتم:آخر نياييم در چشم؟/گفت:اول شنا بياموزم

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/٢/۱ - عباس قنبري عديوي