در باور های ساده

وقتی در باور خود به جستجو

نشستم آب برایم بی وزن تر بود

هوا در رویای من

تشکی بود که برای نرمی آن

پر قو را مثال می زدم

امروز

چشم هم دیگر برای بیداری

گوش نمی سپارد

و دل

بی دل تر از همیشه

بیقرار لحظه هاست

با من بخوان و قصه ی

مرا تکرار کن .

/ 2 نظر / 3 بازدید
محمد فرامرزي

بيا پرواز كنيم كنار هم بيا پر باز كنيم تو بال هم بيا باشيم مال هم بيا باشيم مال هم اگه هم خونه مي خواي من اگه ديونه مي خواي من گل عاشق گل عاشق اگه گلخونه مي خواي من بيا باشيم مال هم بيا باشيم مال هم كاشكي چشمات مال من بود تو سرت خيال من بود مثل من كه آرزومي آرزوت وصال من بود كاشكي دستامون و زنجير مي بستيم ما به هم همه جا داد مي زديم كه عاشقيم عاشق هم اگه هم خونه مي خواي من اگه ديونه مي خواي من گل عاشق گل عاشق اگه گلخونه مي خواي من بيا باشيم مال هم بيا باشيم مال هم

او چاله ريز

وبلاگت مثل بلگهای سر حمزه علی ع شد استاد همه چی منسه؟!!!