بختياري ها به تاريخ خود توجه كنند

متاسفانه در نشريات ،برنامه هاي تلويزيوني و حتي كتاب هاي درسي به تاريخ و فرهنگ بختياري ها كم توجهي شده و گاهي عمدا اهانت مي شود حتي نقش آن هادر خيزش مشروطه ناديده گرفته مي شود وبه سرداران بزرگي چون سرداراسعد تهمت هاي ناروايي زده شده و بي احترامي مي شود.

آيا از خود پرسيده ايد چرا ؟؟؟؟

آيا ما مورخ و تاريخ دان نداريم يا به گذشته ي خود بي توجه شده ايم .

شما چه نظري داريد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

/ 14 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ثريا داودی

سلام خرزمار. سی چه چی نو؟آدرس تان را برايم بفرستيد تا آن کتاب امانتی را برايتان پست کنم.

مژده

سلام خسته نباشيد کارتون زيبا و ارزنده است تبريک می گم موفق باشيد تش منه کار غم اوفتا نيله که جا بگريم يا علی

شوينی بختياری

با سلام استاد ارزشمند و عزيز تو خود عزيزی وعزيزتر وقتی که عموزاده دکتر قنبری کارآمدتزين شخصيت سياسی تاریخ بختياری باشی...

ترابیان

سلام آقای دکتر من امروز تازه وبلاگتون رو دیدم.خوش آمد نمی گین.

محمد فرامرزي

‎ خانه ام آتش گرفتست‎ آتشی جانسوز‎ هر طرف می سوزد این آتش ‏‎ پرده ها و فرش ها را‎ تارشان با پود‎ من به هر سو می دوم گریان ‏‎ در لهیب آتش پر دود‎ وز میان خنده هایم تلخ ‏‎ و خروش گریه ام ناشاد ‏‎ از درون خسته سوزان ‏‎ می کنم فریاد ، ای فریاد‎ خانه ام آتش گرفتست‎ آتشی بی رحم ‏‎ همچنان می سوزد این آتش‎ نقش هایی را که من ‏‎ بستم به خون دل ‏‎ بر سر و چشم درو دیوار ‏‎ در شب رسوای بی ساحل ‏‎ وای بر من ‏‎ وای بر من‎ سوزد و سوزد غنچه هایی را که پروردم‎ بدشواری در دهان گود گلدان ها ‏‎ روز های سخت بیماری ‏‎ از فراز بامهاشان شاد ‏‎ دشمنانم موزیانه خنده های فتحشان بر لب‎ بر من آتش بجان ناظر‎ در پناه این مشبک شب ‏‎ من بهر سو می دوم گریان ‏‎ از این بیداد می کنم فریاد ، ای فریاد‎

محمد فرامرزي

سلام استاد دوستت تون دارم

ابراهيم خدائی

سلام استاد قنبری.. خبرگزاری ایرنا در گزارشی روشنگرانه!!! زبان مردم شهر من (دورود و بروجرد) را "فارسی محلی" نامید و آن را "لری" ندانسته است. مطلبی در این باره نوشته ام خوشحال می شوم نظر شما را هم بدانم.. در ضمن این گزارش محدوده گویش لری را منحصر به مناطق مابین پلدختر و خرم اباد دانسته است.. برای اعتراض به این مساله چه راه حلی پیشنهاد می کنید؟

جلال اسفندياري

باسلام خدمت همتبار گرامیم آقا عباس ضمن تشکر از نگارش زیبایتان با شعر کامل (جنگی سوارون ) مقدمه وترجمه آن آپم سواران: صحرا وگلستان همچون لاله هاي سرخ خونينند سنگها وريگزارهاي بيابان درتابستان پرحرارت داغ وتفتيده اند. در چنين اوضاعي نميخواهيم كه به همراه ما بيائي اي كبگ در(نوعي كبك درشت وچاق كه نسبت به ساير كبكها بزرگتر بنظر ميرسد) كوهسار ودست نخورده! در جبهه ها شب وروز آتش وتير مي بارد وخونها جاريست . كودك : خونم به جوش مي آيد كه سايه به سايه همراهتان بيايم. ميتوانم همانند شير جنگي پابه پايتان به همراهتان بيايم . هرچند كه كودكم جانم فداي شما وآن زحمتكشان وآن چشمان نوراني وآفتابگونه تان باد سواران جنگي! ميخواهم به همراهتان بيايم موفق باشید

محمد فرامرزي

سلام دوست عزيزم خوبين ؟ ببخشين كه دير سر مي زنم آخه سرم شلوغه چون مي خوام مجموعه شعرم رو چاپ كنم راستي مطلب جديد گذاشتم اميد وارم مورد استفاده شما قرار بگيره

فريبرز خواجه برج سفيدي

با درود:کاش دوستان پيام گذار اندکی به متن می پرداختند...بدون ترديد نقش بختياری ها در استقرار مشروطه -در فتح تهران -در شکست محمد علی شاه وسالارالدوله و وارشدالدوله و..(بدون کم انگاشتن نقش آدربايجان وگيلان وتهران و...)نقشی تعيين کننده وقاطع بوده است اما تاريخ نگاران اين نقش را به عمد ناچيز شمرده اند وشوربختانه خود نيز کاری در خور اين نقش نکرده ايم.يافتن علل اين وآن کمترين دين ما به آن همه فداکاريست....